به گزارش خبرگزاری حوزه، پایش و رصد جزئیات نظامی و گزارشهایی که توسط نهادهای مختلف در مورد تسلیحات یک کشور دیگر تهیه میشود گاهی به منظور رقابت، ایجاد تعادل در توانمندی نظامی، ایجاد توازن در معادلات سیاسی و تجهیز متقابل صورت میگیرد.
براساس شواهد تاریخی رژیم صهیونیستی پیش از انقلاب اسلامی، ایران را به مثابه خطر بالقوه، خاموش و یک رقیب در خاورمیانه تلقی میکرد لذا پایش عملکرد سیاسی و توان تسلیحاتی آن را به طور مداوم مد نظر داشت.

اسناد موجود در وزارت خارجه حکومت پهلوی که از ترجمه گزارش، اخبار رسانههای اسرائیلی و تلویزیون رژیم غاصب صهیونیستی تهیه شده، گواهی بر این ادعا است.
کشور برساخته و جعلی اسرائیل پیش از پیروزی انقلاب اسلامی علیرغم همراهی و ارتباط گسترده با حکومت پهلوی از قدرتگیری و توان نظامی ایران در منطقه – به عنوان یک خط بالقوه - واهمه داشت؛ از این رو ظرفیتهای نظامی-اقتصادی ایران در کنترل گلوگاههای عبور انرژی مانند تنگه هرمز و بابالمندب همیشه بهانه و منبع تغذیهای برای گزارش سیاسی در رسانههای اسرائیلی بهویژه شبکههای تلویزیونی این رژیم بود.
اداره هشتم سیاسی در تاریخ ۵ /۱۰/ ۱۳۵۴ ترجمه فارسی یک برنامه اسرائیلی را که به توسعه قدرت نظامی ایران پرداخته بود به وزارت امور خارجه واصل داشت.
نگرانیهای اسرائیل باوجود نزدیکی به حکومت پهلوی در این برنامه کاملا مشهود به نظر میرسد و حکایت از این موضوع داشت که توسعه قدرت ایران در تضاد با برنامههای جاهطلبانه اسرائیل در منطقه است.
در این گزارش آمده است: «ایران خود را برادر بزرگ همسایگان خود تلقی میکند و خود را تقویت مینماید تا بتواند در فواصل دور فعالیت کند. نیروی دریایی ایران با خرید کشتیهای جنگی از بریتانیا تقویت میشود و نیروی هوایی ایران با دریافت هواپیماهای مدرن بسیار تقویت شده است به طوریکه امروز قویترین نیروی هوایی را در خلیج فارس دارد. ایران هماکنون به ساختمان کورهای اتمی پرداخته است و این خود راهی است برای رسیدن به اسلحه اتمی».
در ادامه این گزارش که توسط رسانههای اسرائیلی تهیه شده بود به ظرفیتهای ایران درخصوص کنترل آبراههای مهم اشاره شد: «یکی از نکاتی که ایران برای آن اهمیت زیادی قائل است تامین راههای نفت میباشد. ایران ابوموسی را برای نظارت برای راه دریایی به تصرف درآورد، بندرعباس را تجدید بنا کرد و در تنگه هرمز نیروی خود را تقویت نمود. در عمان چتربازان ایرانی برای پشتیبانی از رهبر آن کشور به جنگ میپردازند [..]ایران در بابالمندب نیروی خود را تقویت میکند: در سینا [صحرای سینا]نیروی دریایی برای سازمان ملل اعزام میدارد [..]وبه ارتفاعات جولان نیروی نظامی اعزام داشته است».
اشاره به فعالیت ایران در فواصل دور و نزدیک و ظرفیت کنترل شریانهای اقتصادی، چون بابالمندب وتنگه هرمز نشان از ترس و واهمه اسرائیل نسبت به اعمال قدرت و نظارت ایران بر قیمت حاملهای انرژی همچون نفت به واسطه تسلط بر شاهراه تنگه هرمز دارد.
همچنین، رعب و وحشت از عمق استراتژیک ایران در گزارش به چشم میآید با این وجود رژیم صهیونی پیش از انقلاب، ایران را به عنوان یک خطر بالقوه – نه یک خطر بالفعل - تلقی میکرد و این ادعا مستند به نظرات سران وقت رژیم است.
در ادامه گزارش ترجمه شده توسط اداره هشتم سیاسی به همین موضوع اشاره شده است: «از بانو "یانل ورد" رئیس اداره خاورمیانه وزارت خارجه اسرائیل پرسشهایی به عمل آمد. وی گفت ایران نیز مثل هر کشور دیگری میخواهد با همسایگان خود روابط حسنه داشته باشد. ایران اسرائیل را به صورت "دوفاکتو" به رسمیت شناخته است و شاهنشاه اظهار داشتند که اداره اقتصادی اسرائیل را در تهران نخواهند بست و اسرائیل یک واقعیت است. ایران به طور کلی در سازمان ملل رای ممتنع میدهد. مثلا درباره تعلیق اسرائیل رای ممتنع داد، ولی در مورد صهیونیسم، اگرچه به پیشنهاد اعراب رای داد ولی شاهنشاه اظهار داشتند که مفهوم این رای برابر دانستن صهیونیسم با نژادپرستی نمیباشد. بلکه ایران به خاطر همدردی با اعراب به آنها رای داده است».
علیایحال، ایران به دلیل وسعت سرزمینی، توانمندی نظامی و امکان کنترل، اعمال قدرت و نظارت بر آبراههای یکی از بازیگران جدی در خاورمیانه است و این مسئله پیش از انقلاب و پس از انقلاب امکان توسعه اسرائیل را محدود کرد از این رو ایران با هر حکومتی به دلیل ظرفیتهای پیشگفته توسط اسرائیل به عنوان خطر و مانعی برای توسعه تلقی شده و میشود.
منبع: پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی















نظر شما